مثل مرد
يكشنبه, ۱۸ شهریور ۱۴۰۳، ۰۵:۲۱ ب.ظ
لحظه ای
ایستاد
دوردست بوی خطر می رسید
زمزمه ی سبز سفر می رسید
پشت سر
چشم ها منتظر کار بزرگ و امید
همهمه ی مرد و زن
دست خدا هست به همراهتان
ناگهان
بر لب او
زمزمه ای دیگر است
یاد دل انگیز گل و مادر است
بعد از آن
مثل مرد
ایستاد
رفت به سمت خطر
- ۰۳/۰۶/۱۸