بهانه های شیرین

بایگانی
آخرین مطالب

نگاه تابستان 

پر از عطشناکی 

پر از گل لبخند 

گل و زمین خاکی 

 بهانه های نو 

برای شادی ها 

به آسمان می رفت 

صدای شادی ها 

پر از امید و شوق 

تمام تابستان 

 نوشته شادی را 

به نام تابستان 

  • مهدی طهماسبی دزکی

دلم این روزها غرق خاطرات گرم تابستان است 

بازی 

سایه ی تک درخت بید 

حوی آبی حاشیه محله 

مدرسه تعطیل 

کشتزارها 

قنات با آبی خنک 

خنده ها و شادی ها 

 و... 

چه حالی داشتیم یادش بخیر 

  • مهدی طهماسبی دزکی

تمام کوچه ها از شوق لبریز 

 نگاه بچه ها سرگرم بازی 

دلم در زیر  سایه با تبسم 

چه ساده می کند او جمله سازی 

  • مهدی طهماسبی دزکی

بنویسیم به همراه بهار قرآن 

دل مان مثل پرستو رفته 

تا به دیدار 

به وقت افطار 

چقدر لذت نابی دارد 

حس و حال سحر ماه خدا 

آسمان نزدیک است

دست ها سرشارند 

از گل ناز دعا 

  • مهدی طهماسبی دزکی

بهار امسال اینجا 

غریب و بی صدا بود 

بدون خنده و شوق 

فقط یک آشنا بود 

  • مهدی طهماسبی دزکی

چه روزهای تلخی 

چه روزهای سردی 

دلم هوای بازی 

دلم هوای بودن 

گرفته است اینجا 

خداکند دوباره 

به شادمانی از عید 

به خنده بازگردیم 

  • مهدی طهماسبی دزکی

زمزمه 

خاطره

برف سرد 

یک نفر مثل من 

گوش به آهنگ خدا می کند 

شهرما 

با نفس سرد خود 

باز صفا می کند 

 

  • مهدی طهماسبی دزکی

کودکان شهر من 

 در نبود یک پدر 

یک پناه سربلند 

خسته می گریستند 

 

  • مهدی طهماسبی دزکی

آسمان ابری شد

برف بارید

زمین با نفس سرد نشست

بوی آتش پیچید

زوزه ها پشت سر هم بر خاست

پیرمرد آهسته

خاطرات سفرش را می گفت

سفری در دل تاریخ و زمان

خاطراتی که پر از فریاد است

در سکوتی دلگیر

98/9/17

  • مهدی طهماسبی دزکی

باز ابر 

باد سرد 

کوچه که بی خواب شد 

در نفس صبح دم 

یک نفر شعر سپیدی نوشت 

بازشد 

بارش  برف سفید 

 

  • مهدی طهماسبی دزکی

پاییز فصل رنگ است 

نقش و نگاری از رنگ 

هرچند سرد سرد است 

دارد بهاری از رنگ

یک کاسه مهر دیدم 

در دست های  پاییز 

خش خش کنان هر برگ 

دارد صدای پاییز 

مادربزرگ می گفت 

پاییز حرف دارد 

زیباتر است وقتی

باران وبرف دارد 

  • مهدی طهماسبی دزکی

 

حیاط مدرسه ، پر 

نوشتم از هیاهو 

رفاقت های تازه 

به سبک یک پرستو 

که از راه آمده باز 

در این آغاز پاییز 

نوشتم مهربانی است 

تمام راز پاییز 

  • مهدی طهماسبی دزکی

مهر ماه زندگی 

مهر ماه همدلی 

از میان دفتر خاطرات روزها 

مهر ماه بودن است 

در میان لحظه های پرکتاب 

 ماه لبخند وسلام

ماه شعر و ماه رنگ

مهر ماه نظم ودرس 

ماه تمرین و امید 

ماه باهم بودن است 

  • مهدی طهماسبی دزکی

ناگهان خورشید دریک صبح زود 

شعر شادی را برای دشت خواند 

یک نفر چوپان شبیه شاعری 

 شعر گل را موقع برگشت خواند 

با ترنم های صبح و زندگی 

دشت پر شد از گل و نور و امید 

ابر کوچک از دل این آسمان 

 بر زمین با سایه نقاشی کشید 

بره ها با سایه ها بازی کنان 

می روند این سو و آن سو بی صدا 

خنده دل بر بچه های روستا 

شکر می گویند بر کار خدا 

  • مهدی طهماسبی دزکی

کوچه ها 

گرم گرم 

لحظه ها 

پرشده از حس نجیب و عجبیب 

بچه ها 

درپی بازی و سرود وشنا 

وای چه احساسی خوشی داشتیم 

خاطره ها 

ماندگار پابه جا 

  • مهدی طهماسبی دزکی

در این گرمای تعطیل 

در این شوق فراوان 

نوشتم حرف هایی

برای یادگاری 


  • مهدی طهماسبی دزکی

خدا کند دوباره 

تمام بچه ها باز 

کنار جوی آب 

 به زیر سایۀ بید 

پراز امید و لبخند 

 بدون ترس و تردید 

به دورهم نشینیم 

و حس شاعرانه به لحظه ها ببخشیم 

خدا کند که یادها 

دوباره زنده باشد 

  • مهدی طهماسبی دزکی

هوا بسیار گرم است 

 به ذهنم می رسد که 

بگویم 

زمین در حال پختن 

و ما اینجا کبابیم 


  • مهدی طهماسبی دزکی

باز نگاهی جدید 

باز امیدی که مرا می برد 

منتظرم ساعتی 

 پشت به گرما کنم 

خاطره خویش را 

در دل  آرام تو پیدا کنم 

 این منم 

مانده در این ساحل تالاب سرد 

  • مهدی طهماسبی دزکی

گل در بهار زیباست 

باران گمانم که 

آرایشی بهاری در دست اوست اینجا 

صبح ونسیم انگار 

شعری جدید دارند 

امروز روز عید است 

  • مهدی طهماسبی دزکی

یک قصه تازه خواند خورشید 

من پر شدم از بهانه ای نو 

در دشت پر از امید هستم 

در فکر گل  و ترانه ای نو


  • مهدی طهماسبی دزکی

نو می شود نوروز 

گل می کند با او 

رنگ بهار اینجاست 

از دست پر امید 

مانند یک خورشید 

 این یادگار اینجاست 

  • مهدی طهماسبی دزکی

دوباره بلبلی خواند 

ترانه های شیرین

بهانه های کوچک 

 بهانه های شیرین 

کسی کشید یک گل 

به روی سنگ و دیوار 

نسیم آمد از راه 

خبر خبر خبر دار 

بهار و عطر نوروز 

ز راه می رسد باز 

و سال تازه اینجا 

 شود دوباره آغاز

  • مهدی طهماسبی دزکی

چه روزهای خوبی 

چه حس و حال نابی 

 دلم هوای گل کرده 

 در این هوای نامرد 

در این هوای خسته 

 بهار می رسد باز 

 بهار در دل برف

  • مهدی طهماسبی دزکی

برفها بادها 

هرکدام زمزمۀ حال خوش 

 دست ها ابرها 

سرد سرد 

 روزها پر زبرف 

 آنچه به جا مانده فقط خاطره است 

  • مهدی طهماسبی دزکی

پاییز فصل رنگ 

پاییز فصل کوچ 

آهسته می رود 

  • مهدی طهماسبی دزکی

کودکان اشک ریز 

لحظه هاپر ز غم 
کاروان آمده از راه غریبانه ای 
می رسد 
اربعین 
بر لب ما نوحه هاست 
چشم ها 
مملو از اشکند در اندوه گل 
  • مهدی طهماسبی دزکی

همراه شبها 

دوست سپیده دم 

ماه 

با همه دوست است

  • مهدی طهماسبی دزکی
سلام بر حسین (ع)
سلام بر دستان کوچک رقیه سه ساله 
سلام بر لب های خشک علی اصغر او که سیرابی اش به چند قطره آب داغ ابدی بر دلهاست 
سلام بر علم عباس 
بر قامت اکبر 
بر نجابت قاسم 
بر معصومیت عبدالله 
و بر تنهایی و صبر زینب سلام 
سلام بر محرم
  • مهدی طهماسبی دزکی

روزها می گذرد مثل باد 

برگها مثل ابر 

توی فضا دل خانه همه 

در پی هم می دوند 

صبح زود 

موقع رفتن شده تا مدرسه 

  • مهدی طهماسبی دزکی

کاش به مشهد شما 

سلام ما می رسید 

سلام گرم وساده ای 

که عطر باغ ها در اوست 

  • مهدی طهماسبی دزکی

تمام لحظه ها را 

پر از امید کردی 

وشهر خسته را تو

رفیق عید کردی 

تو آمدی

 و با تو 

بهار شعرها داشت 

  • مهدی طهماسبی دزکی

خرداد های تشنه

چشم انتظار دیدار

در ماه آسمانی

مهمانی بهار است

مهمان دوست باید همراه نور باشد

  • مهدی طهماسبی دزکی

تمام شهر پر شد 

                 پر از گل و ترانه 

امید چون پرنده 

در این میانه پر زد 

  • مهدی طهماسبی دزکی

بهار عطر گل داشت 

بهار بوی باران

ولی گمانم امسال

بهار تشنه باشد

  • مهدی طهماسبی دزکی

صبح نو

زمزمه ی روز نو

روز نو

همقدم سال نو

زندگی سبزتان

پر شود

از حال و هوای جدید

  • مهدی طهماسبی دزکی

خانه ها ساکت و سرشار حرف

لحظه ها

منتظر صبح سپید و بهار

کوچه ها

همنفس بوی خوش دوستی

می رسد

فصل نو

ماه نو

روز نو


  • مهدی طهماسبی دزکی

صبح زود

مژده دیدار گل و غنچه بود


  • مهدی طهماسبی دزکی

روزهای سرد و پر حضور برف

مملو از نگاههای ساده اند

از سپیدی امید

تا سیاهی زغال

شعرهای خواندنی ما شدند

روزهای برفی گذشته بعد از این

خاطرات زنده ی بهاری اند

  • مهدی طهماسبی دزکی

زمستان بی برف

مثل کتاب

بی نوشته است

کاش کتاب زمستان

به نوشتنی سفید می شد

  • مهدی طهماسبی دزکی